دستهبندی مشتریان بر اساس سن، روشی قدیمی و محدودکننده است که نمیتواند تفاوتها و رفتارهای واقعی افراد را بهدرستی نشان دهد. این نگاه ممکن است باعث شکلگیری کلیشههای بیهوده و محدودکردن پتانسیل بازار شود. در مقابل، بهترین استراتژی این است که بهجای تمرکز روی گروههای سنی یا جنسیتی خاص، ایدهای قوی و فراگیر ایجاد کنید که برای همه افراد، فارغ از سن یا جنسیت، جذاب باشد.
Marketing Week در یادداشتی به این موضوع اشاره میکند که بسیاری از مدیران بازاریابی هنوز معتقدند یکی از بهترین راههای افزایش فروش، دستهبندی و تارگت مشتریان بر اساس «سن» است. این روش سالهاست که بهعنوان یکی از رایجترین شیوههای بازاریابی شناخته میشود؛ اما سؤال اینجاست که آیا این نگاه سنتی هنوز هم کارایی دارد؟
«ما میخواهیم نسل Z را هدف قرار دهیم.» این جملهای است که یکی از مدیران ارشد بازاریابی یک برند بزرگ ورزشی مطرح کرده است. اما در دنیای امروز، چنین نگاهی تا حد زیادی قدیمی و حتی اشتباه به نظر میرسد.
تمرکز بیش از حد روی سن، روش دقیقی برای شناخت مخاطب نیست؛ چون سن بهتنهایی نمیتواند تفاوتها و رفتار واقعی افراد را توضیح دهد. برای مثال، یک نوجوان ۱۹ ساله در روستایی در رومانی، ممکن است از نظر سبک زندگی، دغدغهها و علایق، شباهت بیشتری به یک فرد ۳۰ ساله در همان منطقه داشته باشد تا یک نوجوان ۱۹ ساله در کالج هنر لندن.
در واقع عواملی مثل محل زندگی، شرایط اجتماعی و اقتصادی، علایق، سبک زندگی و طرز فکر افراد تأثیر بسیار بیشتری در رفتار خرید آنها دارند. به همین دلیل برندهایی که روی رفتار واقعی کاربران تمرکز میکنند (مثل آمازون)، معمولاً عملکرد موفقتری دارند.
فراتر از سن و جنسیت فکر کنید
بسیاری از محصولات تحتتأثیر باورهای اشتباه قرار گرفتهاند. بعضیها فکر میکنند «نسل جدید دیگر از فلان محصول استفاده نمیکند» یا «زنان کمتر از مردان به فلان محصول علاقه دارند». همین نگاهها باعث شده کمپینها و حتی محصولاتی طراحی شوند که فقط یک گروه سنی یا جنسیتی خاص را هدف بگیرند.
مشکل اینجاست که چنین رویکردی معمولاً فقط یک تصویر کلیشهای از سبک زندگی افراد نشان میدهد و چیزی درباره هویت واقعی برند یا محصول نمیگوید. از طرف دیگر وقتی این کمپینها شکست میخورند، بعضی برندها تصور میکنند اصل ایده درست بوده و فقط اجرای آن مشکل داشته است؛ در نتیجه برای جبران دوباره وارد مسیر اشتباه دیگری میشوند.
در حالی که برندها باید پیام و شعارهایی طراحی کنند که نشان دهد محصولاتشان محدود به سن، جنسیت یا گروه خاصی نیست و همه افراد میتوانند مخاطب آن باشند.

ایده بزرگ، مهمتر از تقسیمبندیهای جمعیتی
دومین مشکل هدفگیری بر اساس سن یا جنسیت این است که حتی اگر درست انجام شود، باز هم بازار شما را محدود میکند. خیلی وقتها هدف قرار دادن یک گروه خاص، سادهتر از پیدا کردن یک ایده خلاقانه و بزرگ است، اما راحتتر بودن، لزوماً به معنی درست بودن نیست.
اگر بخواهید با برندهای بزرگ و موفق رقابت کنید و سهم بیشتری از بازار بگیرید، باید بهدنبال یک ایده ساده، جذاب و مرتبط باشید. این ایده نباید فقط چند جوان یا بهاصطلاح نسل Z را تحتتأثیر قرار دهد، بلکه باید بهگونهای باشد که افراد در سنین مختلف احساس کنند به محصول شما نیاز دارند.

بهعنوان یک مارکتر، هدف اصلی باید این باشد که برندتان برای بیشترین تعداد ممکن از افراد جذاب باشد، نه اینکه فقط روی یک گروه خاص تمرکز کنید. شاید هدفگیری یک گروه جمعیتی کار سادهتری باشد، اما بهترین انتخاب نیست.


